تبليغاتX
در حاشیه ی صلح
 

چقدر باید یکی رو دوست داشته باشی تا رهاش کنی بره به سمتی که شادی و لذت بیشترش اونجاست ؟

به نظرم خیلی قدر ! و من تو رو از خیلی قدر هم بیشتر دوست دارم ...

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 1:8 AM  توسط مبارز  | 

 

کاش میشد ۱۰ ثانیه بیشتر نگاه کردن به تو رو هم، یک یورو خرید ...

hors de prix

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 0:56 AM  توسط مبارز  | 

 

فردا رو چه دیدی ؟

شاید که یه روز تو هم به آرزوت رسیدی !

فردا رو چه دیدی ؟؟؟

توکل به خدا کن برو بختو صدا کن !

پس عشق کن و دست بزن و شادی بپا کن !

فردا رو چه دیدی ؟ گذشته ها گذشته ! به آینده نیگا کن !

فردا رو چه دیدی ؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 7:59 PM  توسط مبارز  | 

 

بازی وبلاگی خورشید خانم هم که به همه جا کشیده . اعتراض به طرح حمایت از خانواده . در این که طرح بی خودیه شکی نیست ولی خدایی کدوم یکی از این اعتراضا گرفته که بازم خودمونو مچل می کنیم ؟ توهم زدیم ؟ مجلس نشسته ببینه یه مشت وبلاگستانی چی میگن و همون کارو بکنه ؟!؟

بی خیال بابا . تنها راه نجات این کشور کوبیدنو دوباره ساختنشه !

 

پ.ن : ما همچنان نیشمان باز است !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 7:43 PM  توسط مبارز  | 

 

یه زمانی بود که برای هر کس مشکلی پیش میومد و پیشم شکایت می کرد بهش می گفتم : " بی خیال ، به خنده برگزار کن ."

نمی دونم چی شد که خودم یادم رفت راه حل مشکلم اینه که به خنده برگزار کنم . دیروز رفتم ۳۶۰ یاهوم . چشمم خورد به اون بالا که جمله ی پیشنهادی من به بقیه رو نوشته . خجالت کشیدم . به بقیه پیشنهاد دادم : " بخند تا دنیا به روت بخنده ". یادم افتاد همین چند وقته پیش بهراد یه بار گوشیمو خاموش روشن کرد و جمله ای که بلافاصله بعد از روشن کردن میاد رو خوند و خندید گفت :" چه حالی میدی به خودت ! اینو نوشتی برای خودت ؟! "

آره نوشته بودمش برای خودم ، نوشتم " همیشه لبخند بزن ".

و من تمام این مدت با اینکه می دونستم باید لبخند بزنم با اینکه باید بخندم تا همه چی درست شه نمی دونم چرا نمی خندیدم ...

نمی دونم چرا این مدت روش همیشگی زندگیمو گم کردم ،ولی به هر شکل دوباره پیداش کردم . دوباره راه حلمو پیدا کردم . یادم رفته بودم که خنده جاذبه داره و خنده رو جذب می کنه ولی حالا یادم اومده و من خیلی خیلی خوشحالم . خیلی خیلی حالم خوبه .

تمام شادیهای دنیا برای شماها که این مدت بد خلقی منو تحمل کردید و بهم سر زدید .

 

پ.ن : به خنده برگزار کن

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 11:54 AM  توسط مبارز  | 

 

۱) سفر که به تعویق افتاد اوضاع به شدیدترین شکل ممکن خر تو خر شد ! خونه رو باید تحویل میدادیم ولی آماده ی رفتن نبودیم ...

یک ماه اومدیم خونه ی جدید خاطره و اون طفلک مجبور شد اسباب کشی خودش رو یک ماه عقب بندازه . به هر شکل و تقدیر ما برنامه ی سفرمون عوض شد و آخر مرداد به آخر شهریور نقل مکان کرد !!!

۲) شاید ساده باشه فروختن وسایل خونه . وسایلی که تو دوستشون داری و برای خریدن تک تکشون وقت گذاشتی و پول ! بعد یکی میاد و می خواد به دوزار پول همه ی زندگیتو برداره ببره ! توام نمیدی وسایلتو معامله انجام نمیشه و دوباره وسایل تو خونه ست . بقیه غر میزنن و تو درنهایت میگی " میدم خیریه ولی مفت به اینا نمیدم ! "

۳) می خواستم برم تالار وحدت تاتر ببینم ولی چادر رو دوست ندارم . لامصب شده دادگستری بدون چادر رات نمیدن !

۴)تو این مدت کلی تولد داشتیم . می خواستم برای هر کدومشون پست بذارم که نشد . البته برای بهراد تولد گرفتیم ولی مهدی دور بود نمیشد براش تولد بگیریم . به هر شکل اول مرداد تولدش بود...

۵)می دونم خیلی خیلی بی معرفتم که بهتون سر نیمزنم ولی ... ولی واقعن گیر و گرفتارم ...

۶) دلم برای وبلاگستان تنگ شده ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 10:46 AM  توسط مبارز  | 

 

در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش چرا كه هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهي شد.
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 11:1 PM  توسط مبارز  | 

 

نمی دونم این خبر رو دیدین یا نه ؟! نمی دونم این مسلمونیه لعنتی و عدل علی و هزار کوفت و زهرمار دیگه کدوم گورین یا اصلن وجود دارن یا نه ولی چیزی که معلومه اینه که اگر هم یک در بیلیون بیلیون این افسانه ها واقعیت داشته باشن شامل این سرزمین نمیشن . پست فطرتیه این مردم دیگه داره تو همه جای دنیا زبونزد میشه ( مثل خساست اسکاتلندی ها!!! )

به هر حال این عکس برای اونایی که حال ندارن برن خبر رو بخونن :

کودکان یتیم را در نوانخانه ی زنجان داغ می گذارند!

 

این عکس هم برای اونایی که  داغ مهر رو پیشونیشون حال دنیا رو بهم زده :

عکس اینجا جا نمیشه !!! کلیک کنید لطفن !!!

 

پ.ن : جا به جایی فردا صبحه .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 1:2 PM  توسط مبارز  |