تبليغاتX
مهتاب بانو
مهتاب بانو
زندگی طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی
مدل به مدل
 

تنهایی مدلهای مختلف داره .

من همه ی مدلهاشو با هم دارم !!!

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط مهتاب در چهارشنبه 13 شهریور1387 و ساعت 10:19 PM
رفتن یا نرفتن ! مسئله این است !!!

 

خب به نظرم لازمه یه توضیحی بدم در مورد اتفاقات این مدت :

همه چیز آماده بود برای رفتن . وسایل رو هم دادیم خیره و خودمون رو از شر چک و چونه زدن با سمسار نجات دادیم . ولی در نهایت رفتنمون کنسل شد . حداقل ۲-۳ سال دیگه تو این خرابشده موندگاریم . اگر عمری باقی بود حتمن می نویسم جزئیات رو .

به هر حال . دیگه خونه ای نداریم و کار و کاسبی و در آمدی و ... ولی خب یه خونه کرایه کردیم . ۵ شنبه ی هفته ی دیگه اونجا رو تحویل میگیریم و میریم .

وسایل خونه رو هم یه کاریش می کنیم . یه چیزهایی رفتیم دیدیم و پسندیدیم که لازمه اول خونه ای باشه تا بخریمشون .

هستی رو هم ثبت نام کردیم . دخترم امسال پیش دبستانیه که ممکنه از نظر خیلی ها بی اهمیت باشه ولی به نظر من اصل خوندن و نوشتن تو همین سنه ...

لازمه بگم که هرچند که از بابت نرفتن و کنسل شدن سفر و الاخون والاخون شدن خیلی ناراحت شدم ولی مطمئنن دلیل ناراحتیهای اخیرم چیزی به این پیش پا افتادگی نیست .

این جواب دوستایی که هی سراغ رفتنمو میگیرن .

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط مهتاب در سه شنبه 12 شهریور1387 و ساعت 6:58 PM
اتفاق !
 

 

همه ی زندگی آدمها رو اتفاق ها میسازن . تا اون قسمتی که مربوط به پوله خیلی مهم نیست . میاد و میره . یه روز داری یه روز نداری . حسرتشم خوردن دیوونگیه ...

ولی اون قسمتش که مربوط به حسه ... سخته . نمیشه یه روز بیاد و یه روز بره . نمیشه یه روز باشه و یه روز نباشه . وقتی تو حست شکست می خوری باختی ...

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط مهتاب در یکشنبه 10 شهریور1387 و ساعت 10:57 AM
له !!!
 

احساس بدی دارم . احساس تنهایی نیست احساس بی کسیه . نه اینکه کسیو نداشته باشم ها . کلی آدم دور و برمن که دوستم دارن ولی ... ولی من الان احساس بی کسی دارم . احساس بدبختی ... می خوام بخندم ها ولی نمیاد . دارم زور می زنم که پا شم از این درد ولی نمی تونم ... بعضی دردها و شکستها بزرگن و زندگی آدم رو زیر و رو می کنن ولی میشه ازشون پا شد . آدم زندگی رو دوباره می سازه ولی ... ولی از بعضی دردها نمیشه پا شد ... وقتی دلت می سوزه ... وقتی کس بی کسیت میره ... وقتی یهو همه بدبختیا و بی کسیا هوار میشه روت ... الان له شدم ... نمی تونم پاشم ...

 

پ.ن : اگه می خواید کامنت بذارید که خدا رو داری یا بابا مامان خوبی داری و از این چیزا اصلن کامنت نذارید ! چون نشون میده هیچی از پستم نفهمیدید ...

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط مهتاب در دوشنبه 4 شهریور1387 و ساعت 11:51 AM
نتیجه ی انتخابات
 

خب آناهیتا و جودی و هدیه انتخاب شدن . همچنان از دوستان دعوت به عمل میاد برای ارسال روزمه !!!

از همه ی کسانی که لطف کردن و کامنت گذاشتن ( خصوصی و پابلیک ) و فحش دادن یا شماره تلفن هم ممنونم !

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط مهتاب در شنبه 2 شهریور1387 و ساعت 10:21 PM
آگهی !
 

می دونی کی واقعن شکست خوردی ؟

اون وقتی که بیافتی تو سختی و ببینی حتا یه دوست دور و برت نیست که باهاش حرف بزنی ...

***********************************************************************

به تعدادی دوست جهت ارتباط خارج از دنیای مجازی نیازمندیم.

متقاضیان باید حداقل دارای ۲۵ سال سن ، علاقه مندی به مراکز خرید ، پایه بودن جهت رفتن به انواع نمایشگاهها ، دارا بودن یک خط تلفن همراه جهت اس ام اس بازی باشند.

واجدین شرایط می توانند رزومه ی خود را به پست الکترونیکی بنده ارسال فرمایند.

تماس تا یک هفته

 

پ.ن : اینقدر پی نوشت دارم که خودش یه پسته پس بی خیال !

 

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط مهتاب در جمعه 1 شهریور1387 و ساعت 11:23 AM
...
 

چقدر باید یکی رو دوست داشته باشی تا رهاش کنی بره به سمتی که شادی و لذت بیشترش اونجاست ؟

به نظرم خیلی قدر ! و من تو رو از خیلی قدر هم بیشتر دوست دارم ...

 

 

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط مهتاب در چهارشنبه 30 مرداد1387 و ساعت 1:8 AM
فقط 10 ثانیه
 

کاش میشد ۱۰ ثانیه بیشتر نگاه کردن به تو رو هم، یک یورو خرید ...

hors de prix

 

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط مهتاب در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت 0:56 AM
فردا رو چه دیدی !!!
 

فردا رو چه دیدی ؟

شاید که یه روز تو هم به آرزوت رسیدی !

فردا رو چه دیدی ؟؟؟

توکل به خدا کن برو بختو صدا کن !

پس عشق کن و دست بزن و شادی بپا کن !

فردا رو چه دیدی ؟ گذشته ها گذشته ! به آینده نیگا کن !

فردا رو چه دیدی ؟؟؟

 

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط مهتاب در سه شنبه 22 مرداد1387 و ساعت 7:59 PM
نیش همچنان باز !
 

بازی وبلاگی خورشید خانم هم که به همه جا کشیده . اعتراض به طرح حمایت از خانواده . در این که طرح بی خودیه شکی نیست ولی خدایی کدوم یکی از این اعتراضا گرفته که بازم خودمونو مچل می کنیم ؟ توهم زدیم ؟ مجلس نشسته ببینه یه مشت وبلاگستانی چی میگن و همون کارو بکنه ؟!؟

بی خیال بابا . تنها راه نجات این کشور کوبیدنو دوباره ساختنشه !

 

پ.ن : ما همچنان نیشمان باز است !

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط مهتاب در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت 7:43 PM