تبليغاتX
در حاشیه ی صلح

 

سلام به همه ی دوستانی که با وجود یک خط در میون اومدن من هنوز به این وبلاگ سر میزنن . غرض از مزاحمت این که امسال یه پادکستی هست تو مسابقه ی دویچه وله که بچه ها خیلی براش زحمت کشیدن . یه جورایی هر کی واسه این پادکست زحمت کشیده از خودش و ابروی دنیای مجازیش مایه گذاشته چه اونی که باهاش شوخی شده چه اونایی که شوخی کردن .
خواستم یه زحمتی بکشید و به این پادکست رای بدید .

اینجا به پادکست آق فری و شرکا رای بدید


و یه چیز دیگه . فکر کنم مدت زیادی اینجا به روز نشه . خیلی ممنون که سر میزنید ولی فکر کنم نا امید شید تو این سر زدن ها . امیدوارم دوباره حس نوشتن تو این وبلاگ رو پیدا کنم .

دوستتون دارم . مهتاب



+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 11:11 PM  توسط مبارز  | 

 

شب است در آسمان دل مهتاب

و ستاره باران عاشقانه .

راستی که شبِ بی مهتاب ، چقدر دلگیر است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 10:36 PM  توسط مبارز  | 

 

 بخون آوازكي تو شور و دشتي ، كه دل پر شور امشب

يكي تو صحنه ي يادم نشسته ، كه از من دور امشب

به زيرِ گنبدِ آبيِ احساس ، يكي بود و يكي هست

قسم به قصه هاي عاشقونه ، دلم تنگ كسي هست

كسي كه قصه ي نابِ نگاهو ،  يه مهتاب شب به من گفت

از اون شب تو همه شبهاي مهتاب ، به يادش خوابم آشفت

همون كه كوچه ي بن بست عشق رو ، به نام دلگشا خوند

منو به خونه ي گرم دلش برد ، دل رو عاشق سرا خوند

تو اون كوچه كه اسمش دلگشا بود ، دلم تنگ كسي هست

تو اون خونه كه يك عاشق سرا بود ، دلم تنگ كسي هست

دلم تنگ كسي هست . . .

 

پ.ن : ترانه ی آوازک از آلبوم آوازک مهستی . به محض اینکه مقدور شد ، برای دانلود هم براتون میذارمش .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 0:43 AM  توسط مبارز  | 

 

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟
دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟
تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم
شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟
هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز
از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟
گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم
روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

دوستت دارم! - همین ! – این راز پنهانی
از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟
عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من
عشق یک مفهوم بی " اما " ست ، می دانی؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 11:18 PM  توسط مبارز  | 

 

نشستی رو برویم و یک سر از دختری که دوست داری می گویی و من لبخند می زنم به درخشش چشمانت و پایین و بالای صدایت . قهوه را سر میدهم نزدیک ترت . یکهو به من خیره میشوی و شروع می کنی قهوه را هم زدن . هم میزنی هم میزنی هم میزنی ... دستم را میگذارم روی دستت :" بخور عزیزم سرد شد" . نگاهم نمی کنی حتا ، فقط زمزمه می کنی :" خوبه ولی دوست داشتم شبیه تو باشه . مثل تو باشه ... " .

دوباره یکهو از جایت بلند میشوی و کیفت رو برمیداریو میروی سمت در . ایستاده ام و به تو نگاه می کنم . میبینم تو هم ایستاده ای و به من نگاه می کنی . برمیگردم به دنیای واقعی . می دوم سمت جا رختی و کتت را برمیدارم :" ببخشید حواسم نبود ، بذار کمکت کنم بپوشی ."

لبت به لبخند باز می شود :"لوسم نکن بزرگ شدم من .  "

- " برای من تو همیشه همون ۵۰ سانتی هستی که زاییدمت ! "

این بار می خندی . با صدا . گونه ام را میبوسی و در گوشم زمزمه می کنی :

" دوستت دارم مامان. "

در را که میبندم خوشحالم . خیلی خوشحالم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 11:25 PM  توسط مبارز  | 

 

شريک سقف من نيستي ، بذار همسايه باشيم
فقط يک دونه ديوار رو شريکم باش

شريک عمر من نيستي ،بيا هم لحظه باشيم
همين يک لحظه ديدار رو شريکم باش

فقط در حد يک لبخند ، لبت رو قسمت من کن
اگر خورشيد من نيستي بيا شمع رو روشن کن

تمنای شرابم نیست ، یه جرعه آب شریکم باش
کنار چشمه ی رویا ، یه لحظه خواب شریکم باش
 
شريک زندگيم نيستي ، شريک آرزويم باش
اگر نيستي کنار من ، بيا و روبرويم باش

سلامي کن گه و گاهي به نام آشنا بر من
همين اندازه هم بسه براي شور دل بستن

غزل خونم نباش اما به حرفي ساده شادم کن
اگر ديدي من رو بشناس نميگم اين که يادم کن

يه عشق نابسامان رو چه ساماني از اين خوش تر
شکايت نامه ي دل رو چه پاياني از اين خوش تر
 
شريک زندگيم نيستي ، شريک آرزويم باش
اگر نيستي کنار من ، بيا و روبرويم باش
 
 
پ.ن : اگر بگردید حتمن این ترانه رو با صدای مهستی پیدا می کنید.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت 9:43 PM  توسط مبارز  | 

 

تو واقعن خوشبختی که منو داری ! باور کن !!!

 

 

پ.ن : نمی تونم برای بلاگفایی ها کامنت بذارم . شرمنده

+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت 9:40 PM  توسط مبارز  | 

 

بی کسیه مدامم را

به آغوش نامرئی ات

زار میزنم .

کو گوش شنوا ؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت 10:22 PM  توسط مبارز  | 

 

دل من

در دل شب

خواب پروانه شدن میبیند ...

 

                                                                                           حمید مصدق

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت 2:1 AM  توسط مبارز  | 

 

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت...

این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف
زنده به گورم می کنن

چه لحظه های خوبیه
ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من
منو از اینجا میبره

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت

چه اعتراف سختیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
ای دنیا بیذارم ازت ...

 

پ.ن : به جیب مبارک فشار بیارید و این ترانه رو با صدای محسن یگانه از فروشگاههای عرضه محصولات فرهنگی خریداری کنید !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 1:44 AM  توسط مبارز  |